دلنوشته،فرهنگی،هنری،اجتماعی،اعتقادی،شعر،سیاسی
بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله عليها) بنت رسول الله(صلي الله عليه و
آله)اوصت
و هي تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلي الله عليه و آله) عبده و
رسوله و ان
الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتية لاريب فيها و ان الله يبعث من في
القبور يا
علي! انا فاطمة(سلام الله عليها) بنت محمد(صلي الله عليه و آله) زوجني
الله منك
لاكون لك في الدنيا و الآخرة انت أولي بي من غيري حنطني غسلني كفني
باليل
و صل علي و ادفني باليل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقرء علي ولدي
السلام
الي يوم القيامة .
به نام خداوند بخشنده مهربان
اين وصيت نامه فاطمه(سلام الله عليها) دختر رسول(صلي الله عليه و آله)
خداست،در حالي كه وصيت مي كند كه شهادت مي دهم، خدايي جز خداي يگانه
نيست و محمد(صلي الله عليه و آله) بنده و پيامبر اوست و بهشت حق است و
آتش جهنم حق است و روز قيامت فرا خواهد رسيد، شكي در آن نيست و خداوند
مردگان را زنده وارد محشر مي كند. اي علي! من فاطمه(سلام الله عليها)
دختر
محمد(صلي الله عليه و آله) هستم، خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در
دنيا و آخرت
براي تو باشم. تو از ديگران بر من سزاوارتري، حنوط و غسل و كفن كردن مرا
در
شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن كن و هيچ كسي را
اطلاع نده! تو را به خدا مي سپارم و بر فرزندانم تا روز قيامت سلام و
درود مي
فرستم. همسر شهید بابایی/پرواز تا بی نهایت چقدر طول می کشید این سجده ها،وسط شب که برای نماز بیدار می شد ،من طاقت نمی آوردم و می گفتم:بس است دیگر!استراحت کن ،خسته نشدی؟و مصطفی جواب می داد:تاجر اگر از سرمایه اش خرج کند ،بالاخره ورشکست می شود.باید سود در بیاورد تا زندگی اش بگذرد .ما اگر قرار باشد نماز نخوانیم ،ورشکست می شویم. همسر شهید /یادگاران/کتاب شهید چمران حدیث 1:
27 اسفند : زمین دلتنگ و مهدی بیقرار است / فلک شیدا پریشان روزگار است/ دلا اخرین جمعه سال شد دلبر نیامد/ غروب انتظارم سرنیامد
حضور حماسی مردم ایران در رسانه های مختلف منطقه ای و بین المللی بازتاب وسیعی داشت. شبکه فرانس ۲۴ از انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران گزارش داد ایرانیان در برابر صندوقهای اخذ رای صف کشیده اند و این نشان می دهد ملت ایران به دعوت رهبر خود پاسخ داده اند .بخش فارسی بنگاه سخنپراکنی دولتی انگلیس نیز نتوانست تعجب خود را از عادی بودن شرایط در ایران در روز انتخابات پنهان کند.
- خــــدا با شماست، خــــدا با شماست. وقتى ملت در راه خدا حركت ميكند، خدا به او كمك ميكند، سنتهاى الهى به او كمك ميكنند. دلهاى مردم دست خداست. - انتخابات پرشور، مشت محكمى به دهان دشمن است. - انتخابات مال ملت ایران است، مال جمهوری اسلامی است، مال اسلام است. برای شرکت در موج اینجا اعلام حضور کنید: http://mojecyber.parsiblog.com
ای کاش می شد تا تو را در مامن گمنامیت رها کنیم و بگذریم که تو اینچنین میخواستی .اما ای عزیز اجر تو در کتمان کردن است و اجر ما در افشا کردن تا تاریخ در افق وجود تو قله های بلند تکامل انسانی را ببیند .
سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی
شهید و شهادت در قرآن « تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ » الصف / آیه11 به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد ، و در راه خدا با مال و جان خويش جهاد کنيد و اين برای شما بهتر است ، اگر دانا باشيد شهید و شهادت در روایات پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و اله شهید و شهادت در کلام حضرت امام خمینی رحمه الله علیه شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند. شهید و شهادت در کلام امام خامنه ای شهیدان جوانان مومن و فداکاری بودند که برای دفاع ازکشور و ملت در برابر متجاوزان به این آب و خاک جان خود را در کف دست گرفته و با نام و یاد خدا به میدان نبرد قدم نهادند. ملت ما و به ویژه جوانان امروز مدیون شهیدانند. از خودگذشتگی آن پاکبازان بود که اسلام و استقلال وآزادی را به ملت ایران هدیه کرد و ادای حق بزرگ آنان و تکریم یاد و نام آنان نشانه فداکاری به ارزش های والا است. مفاتیح الجنان/ زیارتنامه شهدا اَللّهُمَّ انْفَعْنى بِزِیارَتِهِمْ وَثَبِّتْنى عَلى قَصْدِهِمْ خدایا سود ده مرا به زیارتشان و بر آن نیتى که آنها داشتند مرا هم ثابت بدار. منهال به امام عرض کرد:« ای پسر رسول خدا حال شما چطور است؟ و چگونه شب را به صبح می آورید؟»
امام سجاد علیه السلام فرمود:« وای بر تو، آیا وقت آن نرسیده که بدانی حال ما چگونه است؟ ما در این امت، همانند بنی اسرائیل گرفتار فرعونیانیم!! مردان ما را کشته و زنان ما را زنده نگه داشته اند! ای منهال، عرب بر عجم می بالد که محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم عرب است و قبیله قریش بر دیگر قبایل مباهات می کند که رسول خدا قریشی است؛ و اینک ما فرزندان اوییم که حقمان غصب شده و خونمان به ناحق روی زمین ریخته شده است. ما را از شهر و دیارمان خود آواره کرده اند!! پس انالله و انا الیه راجعون از این مصیبت که بر ما گذشته است.» منابع:
یكی بود یكی نبود، یه شهری بود خوش قد و بالا، آدمایی داشت محكم و قرص؛ ایام، ایام جشن بود؛ جشن غیرت، همه تو اوج شادی بودن که یهو یه غول به این شهر حمله کرد. اون غول، غول گشنه ای بود که می خواست کلی ازین شهرو ببلعه ،همه نگران شدن، حرف افتاد با این غول چیکار کنیم؛ ما خمار جشنیم، بهتره سخت نگیریم... اما پیر مراد جمع گفت: باید تازه نفسا برن به جنگ، قرعه به نام جوونا افتاد، جوونایی که دوره کُرکُریشون بود رفتن به جنگ غول... غول، غول عجیبی بود؛ یه پاشو می زدی، دو تا پا اضافه می کرد؛ دستاشو قطع می كردی، چندتا سر اضافه می شد، خلاصه چه دردسر، بالاخره دست و پای آقا غوله رو قطع کردن و خسته و زخمی برگشتن به شهرشون که دیدن پیرشون سفر کرده.... یكی از پیر جوونای زخم چشیده جاشو گرفته، اما یه اتفاق افتاده بـود؛ بعضیا، این جوونا رو یه طوری نگاشون می کردن که انگار، غریـبه می بینن، شایدم حق داشتن؛ آخه این جوونا، مدت ها دور ازین شهر با غول جنگیده بودن، جنگیدن با غول، آدابی داشت که اونا بهش خو کرده بودن؛ دست و پنجه نرم کردن با غول، زلالشون کرده بود؛ شده بودن عینهو اصحاب کهف، دیگه پولشون قیمت نداشت…
اونایی که تونستن، خزیدن تو غار دلشون و اونایی که نتونستن، مجبور به معامله شدن... من شما رو نمی شناسم، اما اگه مثل ما فارسی حرف می زنین، پس معنی این غیرتو می فهمین؛ این غیرت داره خشک می شه، شاهرگ این غیرت... کمک کنید نذاریم این اتفاق بیفته… من برای صبرتون یه یا علی می خوام، همین! (آژانس شیشه ای)
خدايا ترا شكر ميكنم كه حسين ع را آفريدي. اي خداي حسين ع ترا شكر ميكنم كه راه پرافتخار شهادت را در جلوي پاي روندگان حق و حقيقت گذاشتي. اي حسين ع، دلم گرفته و روحم پژمرده، در ميان طوفان حوادث كه همچون پر كاه ما را به اينطرف وآن طرف ميكشاند، مايوس و دردمند، فقط بر حسب وظيفه به مبارزه ادامه ميدهم، و گاهگاهي آنقدر زيرفشار روحي كوفته ميشوم كه براي فرار از درد وغم دست بدامان شهادت ميزنم تا ازميان اين گرداب وحشتناكي كه همه را وانقلاب را فروگرفته است لااقل گليم انساني خود را بيرون بكشم و اين عالم دون واين مدعيان دروغين را ترك كنم و با دامني پاك و كفني خونين بلقاء پروردگار نائل آيم ... اي حسين ع مقدس، روزگار درازي بود كه هر انقلابي را مقدس ميشمردم و نام او را با ياد تو توام ميكردم و قلب خود را ميگشودم و انقلابيون را و او را در قلب خود جاي ميدادم و به عشق تو او را دوست ميداشتم و بقداست تو او را مقدس ميشمردم و در راه كمك به او از هيچ فداكاري حتي بذل حيات و هستي خود دريغ نميكردم... اي حسين ع، امروز نيز ترا تقديس ميكنم، اما تقديسي عميقتر و پرشورتر كه تا ا عماق وجودم و تا آسمان روحم به تو عشق ميورزد و ترا ميخواهد و ترا ميجويد. اي حسين ع، دردمندم، دلشكستهام، و احساس ميكنم كه جز تو و را ه تو داروئي ديگر تسكين بخش قلب سوزانم نيست ... اي حسين! در كربلا، تو يكايك شهدا را در آغوش ميكشيد، ميبوسيدي وداع ميكردي، آيا ممكن است، هنگاميكه من نيز به خاك و خون خود مي غلطم، تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاري و عطش عشق مرا بتو و به خداي تو سيراب كني؟ گوشه ای از نوشته های شهید چمران در مورد امام حسین(ع) ایــن روزا درد آدمـــا داشتن چـــتر تو بـــــارونه چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه این روزا دوستا هم دیگه با هم صداقت ندارن یه وقتا تـــوی زندگی همدیگه رو جــــا میزارن جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه فقط توی نقـــــاشیا دنیـــا قشنگ و رنگیه
این روزا جـــرم عاشقی شـــهر دِلـــــو فروختنه چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه...
...این روزا اشکمون فقط چاره بیقراریه تنها پــناه آدمــا عـــکسای یــادگــاریــه این روزا دوستای خوبم همدیگه رو گم میکنن
دلای پاک و ســـاده رو فــــدای مــــردم میکنن
این روزا آدمـــا کـــمن پشت نقاب پنجره کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره مردم ما به همدیگه فقط زود عادت میکنن
حـقا که بی وفایی رو خوبم رعایت میکنن درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن پاییز که از راه میرسه پا روی برگاش میزارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن چــند تا غــم و یه غــصه و آرزوی مـــحال دارن امام مجتبى علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارش امیر مؤمنان علیه السلام در سخنرانى خویش و به نقل از جدش رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «از خاندان ما هیچ کس با مرگ طبیعى نمى میرد، یا به ضرب شمشیر و یا به وسیله ى سم کشته خواهد شد» پس از تولد امام جواد علیه السلام، امام رضا علیه السلام فرمود:
« فرزندم به ناحق به شهادت میرسد. اهل آسمان برای او می گریند و خداوند متعال بر دشمن او و کسی که بر او ستم روا داشته است، خشم می گیرد و طولی نمی کشد که او را به عذاب دردناکی مبتلا میکند.» بحارالانوار، ج 50، ص 15، ح 19. امام جواد علیه السلام پیش از شهادت ، به فرزندش (امام هادى) وصیت مى کند و گروهى مانند "احمد بن محمد بن ابى خالد" را بر کار خویش شاهد مى گیرد. چند مطلب از وصیت نامه ى امام جواد: وقتى امام جواد علیه السلام به دست همسر بى وفایش مسموم گشت ، و آثار مرگ در چهره ى وى آشکار شد، ام فضل پشیمان شده و براى وى گریه کرد، امام جواد علیه السلام به او فرمود: چرا گریه مى کنى ؟ به خدا سوگند! آن چنان به فقر و ندارى مبتلا شوى که راه نجات از آن را نیابى ، و به بیمارى مبتلا گردى که درمانى براى آن نیابی . از آسمان که زمین گیر می شود باران کنار نام تو تفسیر می شود باران شیار چشم مرا شار شار می شوید و در نگاه تو تعبیر می شود باران از آن طرف تر رنگین کمان بیا و بخند که در لبان تو تصویر می شود باران اگر چه اینجا آب قنات ها شور است اگر چه باز نمک گیر می شود باران بخند٬ اخم نکن هیچکس نمیفهمد اگر تو اخم کنی پیر می شود باران وَ تازه هم٬ به کسی چه که آب با نمک است تو یک کلام بگو٬ شیر می شود باران تو یک کلام بگو آب ساده می خواهم به محض امر تو تقطیر می شود باران به جرم سرسره بازی به روی ایوانت هزار مرتبه زنجیر می شود باران هزار مرتبه در بین چفت های ضریح برای توبه سرازیر می شود باران کنار پنجره وقتی دخیل می بندیم به قصد کشتنمان تیر می شود باران مقصّریم که دستان ما طلایی نیست مقصّریم و شمشیر می شود باران و دسته های کبوتر که باز می آیند دوباره٬ قو قو قو ٬ دیر می شود باران شاعر(محمد مرادی) امروز براي شهدا وقت نداريم اي داغ دل لاله تو را وقت نداريم با حضرت شيطان سرمان گرم گناه است ما بهر ملاقات خدا وقت نداريم چون فرد مهمي شده نفس دغل ما اندازه يك قبله دعا ، وقت نداريم در كوفه تن ،غيرت ما خانه نشين است بهر سفر كرب و بلا ، وقت نداريم تقويم گرفتاري ما پر شده از زرد اي سرخ ، گل لاله ، تو را وقت نداريم هر چند كه خوب است شهيدانه بميريم خوب است ، ولي حيف كه ما وقت نداريم به نام خدا وند لوح و قلم حقیقت نگار وجود از عدم ابنجا قلب میسوزد اشک میجوشد وجود خاکستر میشود و احساس سخن میگوید اینجا کسی چیزی نمیخواهد انتظاری ندارد ادعایی نمیکند فریاد زجه ای است که از سینه پر درد به آسمان طنین انداخته و سایه ای کمرنگ از آن فریاد ها بر این صفحات نقش بسته است چه زیباست راز و نیاز های درویشی دلسوخته و نا امید در نیمه های شب فریاد خروشان یک انقلابی از جان گذشته در دهان اژدهای مرگ. شلمچه گرم است، به گرمای کربلا و لفظ گرم هرگز به گرمای کربلا نیست شلمچه از گرم هم گرمتر است. آفتاب تشنه است، سایه هم تشنه است، و در آن گرما حتی یخ هم تشنه است. سایه ای نیست که تن ها را پناه دهد و اگر هم باشد، تو خود را به سایه مسپار،مبادا رخوت بر جانت غلبه کند؛رخوت تابستانی سایبانهای کویری. چشم ها می سوزد، پلک ها سنگین است و روح ؛ خوش دارد که تن را در این گرما واگذار و خود به عالم خواب بگریزد. عالم خواب گرم نیست و تشنگی را نیز در آنجا راهی نیست. شهید آوینی در حال و هواي جبهه بيباک شدي از گرد و غبار زندگي پاک شدي ديدي که زمين لايق دل بستن نيست دل کندي و رهسپار افلاک شدي رفتي به نماز جبهه با نيت عشق ماندي به اقامه با تماميت عشق در خط خطر، عشق به داد تو رسيد تکبير تو جان داد به حيثيت عشق تکبير تو هاي و هوي دشمن را کشت حتي دل آهنين آهن را کشت بي دغدغه در وسعت آتش ماندي خشم تو هراس مرد ميهن را کشت بر پيکر زخميات خدا آمده بود باران ستاره بيصدا آمده بود بر گستره خاک تو اي تازه شهيد يک مزرعه لاله از کجا آمده بود (اسم شاعر رو نمی دونم) 1- دوست ندارم شما جوانان را جز در يكى از دو حال بنگرم: 1 - عالم و دانشمند 2 - دانشجو و دانش طلب. 2- حضرت صادق(عليه السلام) در آخرين لحظه هاى عمر كه همه خويشانش گرداگردش جمع بودند فرمود: شفاعت ما شامل حال كسى كه نماز را سبك بشمارد نخواهد شد. 3- براى مؤمن چقدر زشت است خواهشى داشته بادش كه در راه خواستن آن خوار گردد. 4- مؤمن از آهن سخت تر است، زيرا اگر آهن در آتش گداخته شود رنگش تغيير پيدا مى كند، ولى مؤمن اگر كشته شود و دو باره زنده گردد و مجدداً او را بكشند، دل او از ايمان بر نمى گردد. 5- تأثير كار بد بر صاحبش، از تأثير كارد در گوشت زودتر است. 6-چون خدا خير بنده اى بخواهد او را نسبت به دنيا بى رغبت و نسبت به دين دانشمند كند و او را به عيوبش آگاه گرداند و به هر كه اين خصلتها داده شود خير دنيا و آخرت داده شده است. حضرت صادق(عليه السلام) در آخرين لحظه هاى عمر كه همه خويشانش گرداگردش جمع بودند فرمود: شفاعت ما شامل حال كسى كه نماز را سبك بشمارد نخواهد شد.

حضرت زهرا (س) : کسی که عبادتهای خالصانه خود را به سوی خدا فرستد ، پروردگار بزرگ بهترین مصلحت او را به سویش فرو خواهد فرستاد .
بحار الانوار ، ج 70 ، ص 249
حدیث 2 :
حضرت زهرا (س) : پاداش خوشرویی در برابر مؤمن بهشت است ، و خوشرویی با دشمن ستیزه جو ، انسان را از عذاب آتش باز می دارد .
بحار الانوار ، ج 75 ، ص 401
حدیث 3:
حضرت زهرا (س) : حضرت فاطمه سلام الله علیها به پدر گرامی شان عرض کردند : ای رسول خدا زنان قریش به منزل من وارد شدند و گفتند : پیامبر تو را همسر کسی قرار داد که سرمایه ای ندارد . رسول اکرم صلی الله علیه و آله در جواب فرمودند : قسم به خدا دخترم ، در خیرخواهی تو کوتاهی نکرده ام که تو را به اولین مسلمان و عالمترین و بردبارترین اشخاص تزویج نموده ام . دخترم ، همانا خدای عزوجل نگاهی به زمین افکند و از اهل آن دو نفر را برگزید، که یکی از آن دو را پدرت و دیگری را شوهرت قرار داد .
بحار الانوار ، ج 43 ، ص 133
حدیث 4 :
حضرت زهرا (س) : ما اهل بیت رسول خدا ، وسیله ارتباط خدا با مخلوقات و برگزیدگان خداییم ، ما جایگاه پاک خدا و دلیلهای روشن او و وارثان پیامبران الهی می باشیم .
شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ، ج 16 ، ص 211
حدیث 5 :
حضرت زهرا (س) : خداوند اطاعت و پیروی از ما اهل بیت (ع ) را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی ، و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه ها قرار داده است .
احتجاج طبرسی ، ایران : انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258
حدیث6 :
حضرت زهرا (س) : پیامبر (ص ) و علی (ع ) دو پدر امت اسلام می باشند ، که اگر مردم از آنان پیروی کنند ، کجی ها و انحرافاتشان را اصلاح نموده و آنها را از عذاب جاویدان نجات می دهند ، و اگر همراه و یاورشان باشند نعمتهای همیشگی خداوندی را ارزانیشان می دارند .
بحار الانوار ، ج 23 ، ص 259
حدیث7 :
حضرت زهرا (س) : از حضرت فاطمه زهرا ( علیها السلام ) روایت شده که رسول خدا فرمودند : امام همچون کعبه است که باید به سویش روند ، نه آنکه ( منتظر باشند تا ) او به سوی آنها بیاید .
بحار الانوار ، ج 36 ، ص 353
حدیث 8 :
حضرت زهرا (س) : همانا خوشبخت حقیقی کسی است که علی ( علیه السلام ) را دوست بدارد .
مجمع الزوائد علامه هیثمی ، ج 9 ، ص 132
حدیث 9 :
حضرت زهرا (س) : کسی که پس از خوردن غذا ، با دستی آلوده و چرب بخوابد ، هیچ کس جز خودش را سرزنش ننماید .
کنز العمال ، ج 15 ، ص 242 ، ح 40759
.jpg)
۲۸ اسفند : خانه تکانی که می کردیم می خواندم:آسمان غرق خیال است کجایی آقا؟/ آخرین جمعه سال است کجایی آقا؟/یک نفس عاشق اگر بود زمین می فهمید/ عاشقی بی تو محال است کجایی آقا. آخرین جمعه هم تمام شد مثل همه جمعه ها. اما من مطمئمن بودم همان طور که به رسم خانه تکانی همه جا را شستم و روفتم و تمیز کردم می شد دلم را بتکانم از غبار نافرمانی و با محبت تو جلایش بدهم. درست همان طور که تمیز کردن دیوارها و پرده ها و شیشه ها و ... بعد از یک سال سخت است، حتما تکاندن غبار گناه چندین و چند ساله سخت تر خواهد بود. اما حالا می دانم که باید سخت بکوشم و نیز دست یاری بطلبم از خودت... که سال و روز و دقیقه و ثانیه بی نام و یادت پوچ است...
۲۹ اسفند: سالی گذشت باز نیامد و عید شد/ امسال هم بدون او سالی جدید شد. : سالی دگر گذشت تو آقا نیامدی/ خورشید خانواده ی زهرا نیامدی/ از جاده ی همیشه ی چشم انتظارها/ ای آخرین مسافر دنیا نیامدی... چهار دعای برتر لحظه تحویل سال ...
اول دعا برای ظهور آن بی مثال دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال
سوم رسیدن ما به قله های کمال چهارم تمام جیب ها پر از پول ، اما حلال . . .
۱ فروردین: نوروز شد و بازار دید و بازدید رونق یافت. به رسم ادب از بزرگترها. اما من یادم نبود که بزرگ ما مردم کیست. می دانستم اما غفلت کردم که تو پدر مهربان و بزرگ امت مایی. یادم نبود که به توصیه پیامبرم لااقل با یک سلام صله رحم بکنم. گرچه وقتی یادم آمد ـ حتی خیلی دیر ـ به جبران غفلتم با دل شکسته سلامت کردم اما حیف... کاش می توانستم کمی وفایم را این گونه ثابت کنم که نشد و بی وفا شدم.
حالا عهد میبندم که هر روزم را با سلام صبحگاهی بر تو آذین ببندم که هر روز با تو که بزرگ امت مسلمانانی صله رحم کرده باشم. ..
خودت گفتی که وعده در بهار است/ بهار آمد دلم در انتظار است / بهار هر کسی عید است و نوروز / بهار عاشقان دیدار یار است /
۲ فروردین:کاش در امر فرج تعجیل گردد/ سال فرج در لحظه ای تبدیل گردد/ مولای عالم مهدی زهرا بیاید تا در کنارش سال ما تحویل گردد.
عید است ولی بدون او غم داریم / عاشق شده ایم و عشق را کم داریم / ای کاش که این عید ظهورش برسد / اینگونه هزار عید با هم داریم .
۳ فروردین : روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است/ گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است/ روزها در تپش تاب و تب آمدنش/ آسمان چشم به راه قدمش هر روز است...
یاد شهدامون بخیر ... یادت نره اولین پنج شنبه سال 1391 بری دیدار شهدا ... همه جا بری بهشت زهرا نری انگار هیج کجا نرفتی ... اونا رو یادت بره یعنی بی معرفتی و هیچ درک درستی از زندگی نداری ...
۴ فروردین : فقط نه جمعه در این انتظار می گذرد/ که در هوای تو این بهار می گذرد .
اولین جمعه سال 1391 یادت باشه نماز عبادی سیاسی جمعه رو از همین اولین جمعه جدی بگیر. الهی یه جمعه بگن امام المسلمین حضرت مهدی (ع)
۵ فروردین : خداوندا اگر داری بنای دادن عیدی/ منور کن جهانی را به نور حضرت مهدی...
شنبه ها شوری دگر دارم به سر ...
اولین شنبه سال برای ما بچه های شلمچه ای روزی فراتر از روزهای دیگر است .. سال نو ، از آغوش مطهر خداوند فرا میرسد وقلب من نیایش می کند:
خدایا! مرا یاری ده و قو علی خدمتک جوارحی را در زندگی ام متجلی کن ..
تا هر روز و خصوصا شنبه ها که در راه رسیدن به «تو» گام بر میدارم متبرک باشم و امیدوار و دور از غفلت دوره اخر الزمان ... آنچنان کن سر انجام کار تو خشنود باشی و من رستگار
۶ فروردین : نرم نرمک می رسد اینک بهار/ کاش می آمد به پایان انتظار/ کاش توام بود نوروز و ظهور/ کاشکی می آمد آن یکتا سوار
۷ فروردین : یا رب چه شود عقده دل وا گردد/ از کار دل خسته گره وا گردد/ لطفی بنما که از عنایت امسال/ سال فرج مهدی زهرا گردد.
۸ فروردین: دل چو غنچه من نشکفد به بوی بهار/ بهار من بود آن گه که یار می آید
صدمبارک به تو آن عیدکه فردا باشد / نـوروز نـوید وصـل دلـها بـاشـد / امـیـد که با فضل خداوند جـلـیّ / سـال فـرج مـهـدی زهـرا باشـد ... فردا چه خبره ؟ عید فردا چه فرقی داره با دیگر روزهای عید
۹ فروردین: تو به هنگام شکوفایی گل ها در دشت باز می گردی/ و صدا می زنی آی:/ نوبهارن دل انگیز آمد/ و شکوفایی ایام طرب خیز آمد/ غم فرو بگذارید/ مهدی ان شادی دل های غم انگیز آمد..
روز میلاد با سر سعادت علیا مخدره حضرت زینب کبری (س) است . یادت باشه امروز همه رو متوجه این بانو کنی ...
۱۰ فروردین عید است ولی بدون او غم داریم / عاشق شده ایم و عشق را کم داریم / ای کاش که این عید ظهورش برسد / اینگونه هزار عید با هم داریم/
تنها دعا نمی کنم که بیایی چون همه می دانند که میایی دعا می کنم که وقتی آمدی چشمانم شرمسار نگاه مهربانت نشود…
۱۱ فروردین :بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند/ سالها هجری و شمسی همه بی خورشیدند/ سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است/ فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند/ تو بیایی همه ی ثانیه ها، ساعت ها/ از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند. ... جمعه فرج نزدیک است .. بوی عدالت خواهی دیگر تنها از ایران اسلامی نیست بلکه از بحرین و حتی شیعیان عربستان و مصر و لیبی و حتی اردن نیز شنیده میشود ... اقا جان همه نام تو را فریاد میرنند ... بیا ولی قول نمیدهم ما مردمان کوفه نباشیم و گول سیم و زر و تزویر و تظاهر را نخوریم ...
۱۲ فروردین: بوی گلها عالمی را مست و حیران می كند/ دیدن مهدی(عج) هزاران درد را درمان می كند/ مدعی گوید كه با یك گل نمی آید بهار/ من گلی دارم كه عالم را گلستان می كند.... یاد شهدای انقلاب اسلامی گرامی روح خمینی کبیر شاد .
۱۳ فروردین : می شود باز هم بخوانم:سیزده را همه عالم به در امروز از شهر/ من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم. اما نمی خوانم. این شعر گرچه از استاد است اما کمی تلخ است. من می خوانم: فراش خزان ورق بیفشاند/ نقاش صبا چمن بیاراست/ ما را سر باغ و بوستان نیست/ هرجا كه تویی تفرّج آنجاست ... چه خوب گفت استادم ..
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی…
عشق بی یار مهیا نشود, یار کجاست؟!
14 فروردین : عید 13 روز بیشتر مهمان ما نیست. اما چه خوب می شد اگر همه روزها عید بودند. اگر گناه نباشد هر روز عید است. می توان در برابر گناه مصون شد اگر خودم را به حصن حصین و پناه امن مولایم برسانم. می توان در برابر وسوسه شیطان در امان ماند اگر به دایره ی ولای امام زمانم وارد شوم. این گونه عید جاوادنه می شود. چیزی به رسم هدیه خدمت امیر مومنان بردند. فرمود: این چیست؟ گفتند: یا علی امروز نوروز است و این به رسم هدیه و شیرین کامی. فرمود:هر روز را برای ما نوروز کنید. می خواهم هر روز را با یک گناه کمتر و یک نیکی بیشتر برای امامم عید کنم. می خواهم تمام روزهای سالم عید باشند. می خواهم همیشه شیرینی یاد تو در کامم بماند. می خواهم دلم را به تو پیوند بزنم و همیشه به تو مولای مهربانم متمسک باشم. یقین که با تمسک و یاری جستن آن به آن از توست که این خواستن هایم محقق خواهند شد
آسمان وقف نگاهت گل من
مانده ام چشم به راهت گل من
هر كجا هستی و باشی گویم
كه خداپشت وپناهت گل من

ادامه مطلب



خداوند پرهیزکاران گمنام را دوست دارد آنان که هر گاه آشکار مىشوند شناخته نمیشوند هر گاه پنهان شوند ناپدید نگردند، دلهایشان چراغهاى هدایتند از هر تاریکى نجات پیداکنندگانند.
کتاب الروضة در مبانى اخلاق، باب 7 ،ص 159
سلام خدا بر آنان.
سید علی خامنهای
۴ اسفند ۱۳۸۷
بحارالانوار، ج 45، ص 84، 143،162،175
تاریخ طبری، جلد 5، صفحه 232




1- جانشینى و امامت پس از خود را به امام هادى علیه السلام سپرد.
2- فرزند دیگرش به نام موسى مبرقع را نیز تحت سرپرستى آن حضرت قرار داد.
3- به جهت کمى سن امام هادى علیه السلام ، مسئولیت اموال ، باغات ، مخارج ، و غلامان را به عبدالله بن مساور واگذار نمود تا وقت بلوغ و امامت امام هادى علیه السلام فرا رسد.
اجابت دعاى امام جواد علیه السلام در حق قاتلش را، تاریخ به ثبت رسانده ، که هم فقیر گشت ، و هم در بدترین ناحیه از بدن خویش ، به بیمارى سختى مبتلا شد، که راه چاره و درمان را به روى خویش بسته دید، و در همان حال از دنیا رفت.

خوش دارم از همه چیز و همه کس دل ببرم و جز خدا انیسی و همراهی نداشته باشم .
خوش دارم که زمین زیر اندازم و اسمان بلند رو اندازم باشد و از همه زندگی و تعلقات آن آزاد گردم .
خوش دارم مرا بسوزانند و خاکسترم را به باد بسپارند تا حتی قبری را از این زمین اشغال نکنم .
خوش دارم هیچ کس مرا نشناسد هیچ کس از غم ها و درد هایم آگاهی نداشته باشد هیچ کس از راز و نیاز های شبانه ام نفهمد هیچ کس اشک های سوزانم را در نیمه های شب نبیند هیچ کس به من محبت نکند هیچ کس به من توجه ننماید جز خدا کسی را نداشته باشم جز خدا به کسی پناه نبرم .
خوش دارم آزاد از همه قید و بند ها در غروب آفتاب بر بلندی کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم.
((شهید مصطفی چمران))


» پرواز تا بی نهایت
»
» چند حدیث از حضرت فاطمه زهرا سلام ا... علیها
» از بهار عاطفی تا خزان فاطمی ....
» بازتاب حماسه حضور در رسانه های بیگانه
» موج - ما رأی میدهیم
» بسیجی عاشق کربلاست
» اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُكَ مَنازِل الشُّهَدآءِ
» بیان مصیبت کربلا از زبان مام سجاد (علیه السلام)
| Design By : Pichak |


